تبليغاتX
اخبار جامعه جهانی بهائی
ناکه سرگشاده به جامعه بهائی چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387

 

نامۀ سرگشاده گروهی از دانشگاهیان، نویسندگان، هنرمندان،

روزنامه نگاران و فعالان ایرانی در سراسر جهان،

به جامعه بهایی:

 

ما شرمگینیم!

یک و نیم قرن سرکوب و سکوت کافیست!

 

 

به نام نیکی و زیبایی، به نام انسان و به نام آزادی

 

به عنوان انسان  ایرانی، از آنچه طی  یک و نیم قرن گذشته در ایران، در حق شما  بهاییان روا شده است، ما شرمگینیم

 

ما بر این باوریم که هر ایرانی باید بتواند "بی هیچگونه تمایزی، بویژه از حیث نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، دین، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر،" و همچنین منشاء قومی یا "اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر وضعیت دیگر از تمام حقوق  و همه آزادی های ذکر شده" در منشور جهانی حقوق بشر بهره مند شود، اما بهاییان ایران از اولین روزهای ظهور آیین بهائیت، تا به امروزبه خاطر باورهای دینی خود از بسیاری از حقوق انسانی محروم بوده اند.

 

بنا به شواهد و مستندات تاریخی، ازابتدای شکل گیری آئین بابی و سپس بهائی در ایران، هزاران تن، تنها به دلیل این باورهای دینی خود، به تیغ تعصب و خرافه به قتل رسیده اند.  تنها در نخستین دهه میلاد این آیین، نزدیک به بیست هزار تن از وابستگان آن در شهرهای مختلف ایران به قتل رسیدند.

 

ما شرمگینیم از اینکه در آن دوران صدایی در مخالفت با این کشتار بربرمنشانه ثبت نشده است و

ما شرمگینیم از اینکه تا به امروز نیز صداها  در محکومیت این جنایت هولناک جسته و گریخته و نارسا بوده است.

ما شرمگینیم از اینکه علاوه بر سرکوب شدید نخستین دهه های حضور بهاییان، در صد سال گذشته نیز، این گروه از هموطنان ما مورد حمله های ادواری قرار گرفته، منازل و محل کار آنها به آتش کشیده و تخریب شده و به جان و مال و ناموس آنها تجاوز شده اما جامعه روشنفکری ایران در مقابل این فاجعه خاموش مانده است.

 

ما شرمگینیم از اینکه طی سی سال گذشته قتل بهاییان، تنها به جرم باورهای دینی شان شکل قانونی به خود گرفته و  بیش از دویست بهایی به قتل رسیده اند و

ما شرمگینیم از اینکه گروهی از روشنفکران فشار علیه بهاییان را تئوریزه کرده اند.

 

ما شرمگینیم از سکوت خود در مقابل اینکه بسیاری از سالمندان بهایی پس از ده ها سال خدمت به ایران، از دریافت حقوق بازنشستگی محروم هستند.

ما شرمگینیم از خاموشی خود در مقابل اینکه هزاران جوان بهایی، به دلیل باورهای دینی خود و صداقت در بیان این اعتقادات، از امکان تحصیل در دانشگاه ها و مدارس آموزش عالی ایران محروم هستند.

ما شرمگینیم از سکوت خود در مقابل اینکه کودکان بهایی به دلیل باورهای دینی والدین خود، در مدارس و معابر مورد تحقیر قرار می گیرند.

ما شرمگینیم از خاموشی خود در مقابل این واقعیت دردناک که در میهن ما فشار و تحقیر علیه بهاییان به طور سیستماتیک اعمال می شود، تعدادی فقط به خاطر این باور دینی در زندان به سر می برند و خانه ها و محل کار آنها مورد حمله و تخریب قرارمی گیرد و گاه حتی آرامگاه های مردگان این گروه از هموطنان ما از تعرض به دور نمی ماند.

ما شرمگینیم از سکوت خود در برابر سیاهه طولانی، اندوه بار و دهشتناکِ حق کشی های نهادینه شده در قوانین کشور ما علیه بهاییان، و بی عدالتی ها و فشارهای دستگاه های رسمی و غیررسمی در مورد این گروه از هموطنان

 

ما شرمگینیم به دلیل اعمال جنایت ها و بی عدالتی ها و ما شرمگینیم به دلیل سکوت خود در برابر این اعمال.

 

ما امضا کنندگان این نوشته، از شما بهاییان، بویژه از قربانیان جنایت ها علیه بهاییان ایران، پوزش می خواهیم.

ما بیش از این دربرابر بی عدالتی در مورد شما سکوت نمی کنیم.

ما در راه رسیدن به حقوق انسانی تصریح شده در منشور جهانی حقوق بشر در کنار شما می ایستیم.

 

باشد تا عشق و آگاهی را جایگزین نفرت و جهل کنیم.

 

پانزده بهمن 1387 – سوم فوریه 2009

 

 

  1. ابراهیمی هادی – سردبیر شهرگان – کانادا، ونکور
  2. احمدی رامین  – استاد دانشگاه و فعال حقوق بشر– آمریکا، یل
  3. الماسی نسرین  – مدیر تحریریه شهروند - کانادا – تورنتو
  4. باقرپور خسرو – شاعر و روزنامه نگار – آلمان
  5. برادران منیره  – نویسنده و فعال حقوق بشر – آلمان
  6. برومند رویا  – مدیر اجرایی بنیاد برومند – آمریکا، واشنگتن
  7. برومند لادن  – پژوهشگر، بنیاد برومند- آمریکا، واشنگتن
  8. بیضایی نیلوفر  – نمایشنامه نویس وکارگردان تئاتر – آلمان، فرانکفورت
  9. پارسا سهیل  – کارگردان تئاتر – کانادا، تورنتو
  10. تقی پور معصومه – بازیگر و کارگردان تئاتر – سوئد، گوته بورگ
  11. تهوری محمد – روزنامه نگار – آمریکا، ماساچوست
  12. جاوید جهانشاه – ناشر –  ایرانیان دات کام – مکزیک 
  13. جلالی چیمه محمد  (م سحر) – شاعر – فرانسه، پاریس
  14. جنتی عطایی بهی - بازیگر، نویسنده و کارگردان تئاتر  – فرانسه، پاریس
  15. چوبینه بهرام - نویسنده و پژوهشگر – آلمان، کلن
  16. خرسندی هادی  – طنز پرداز – انگلستان، لندن
  17. دانشور حمید – بازیگر و کارگردان تئاتر – فرانسه، پاریس
  18. درویش پور مهرداد  – استاد دانشگاه – سوئد، استکهلم
  19. زاهدی میترا  – کارگردان تئاتر – آلمان،  برلین
  20. زرهی حسن  – سردبیر شهروند – کانادا، تورنتو
  21. سهیمی محمد – استاد دانشگاه – آمریکا، کالیفرنیا
  22. شفیق شهلا  – نویسنده و پژوهشگر – فرانسه، پاریس
  23. شمیرانی خسرو  – روزنامه نگار – کانادا، مونترال
  24. شیدا بهروز  – منتقد و پژوهشگر ادبی - سوئد، استکهلم
  25. عبدالعلیان مرتضی  – عضو هثئت مدیره سی.جی.اف.ای – کانادا، اکویل
  26. عبقری سیاوش  – استاد دانشگاه – ایالات متحده، آتلانتا
  27. عبقری شهلا  – استاد دانشگاه – ایالات متحده، آتلانتا
  28. فانی یزدی رضا  – تحلیلگر سیاسی - آمریکا
  29. فرهودی ویدا  – شاعر و مترجم – فرانسه، پاریس
  30. فروهر پرستو  – هنرمند و فعال حقوق بشر – آلمان، فرانکفورت
  31. قائمی هادی – هماهنگ کننده کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران - آمریکا
  32. قهرمان ساسان  – نویسنده و روزنامه نگار - کانادا، تورنتو
  33. قهرمان ساقی – شاعر و روزنامه نگار - کانادا، تورنتو
  34. کاخساز ناصر - پژوهشگر و تحلیلگر سیاسی – آلمان، بوخوم
  35. کسرایی فرهنگ  – نویسنده و بازیگر تئاتر – آلمان، ویسبادن
  36. کلباسی شیما – شاعر – آمریکا، واشنگتن
  37. ماهباز عفت  – فعال حقوق زن و روزنامه نگار – انگلیس، لندن
  38. مساعد ژیلا  – شاعر و نویسنده – سوئد، گوتبورگ
  39. مشکین قلم شاهرخ  – هنرپیشه و رقصنده – فرانسه، پاریس
  40. مصلی نژاد عزت – نویسنده و فعال حقوق بشر-  کانون کانادایی قربانیان شکنجه – کانادا، تورنتو
  41. ملکوتی سیروس  – نوازنده، آهنگساز و استاد گیتار کلاسیک – انگلستان، لندن
  42. وحدتی سهیلا  – فعال حقوق بشر – آمریکا، کالیفرنیا

 

دانشگاهیان، نویسندگان، هنرمندان، روزنامه نگاران و تلاشگران ایرانی حقوق بشر که مایل هستند به جمع امضا کنندگان بپیوندند، می توانند با ای میل های زیر تماس بگیرید.  ده روز پس از اولین انتشار، در روز سیزدهم فوریه 2009 این نامه با لیست کامل امضا کنندگان منتشر خواهد شد.

 

niloofarbeyzaie@gmx.at

shemiranie@yahoo.com

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط Alast  | لینک ثابت |

جُرم جغرافیائی پنجشنبه چهاردهم آذر 1387
جُرم جغرافیائی






http://news.persian-bahai.org/story/40



در تاریخ ۲۸ خرداد ۱٣۸٥ ( ۱۸ جون ۲٠٠۶) سه شهروند بهائی (آقایان بهروز راشدی، مظفر ایوبی، و پرویز سیفی)، بعد از اینکه منزلشان مورد بازرسی قرار گرفت و کامپیوتر، کتابها، و مدارکشان توقیف شد، در همدان دستگیر شدند. همچنین آقای شاهرضا عباسی در تاریخ ۲۲ آذر ۱٣۸۶ (۱٣ دسامبر ۲۰٠۷) در همدان دستگیر شد و هشت روز در زندان بسر برد. هر چهار نفر، پس از دستگیری، با ارائۀ وثیقه آزاد، اما پس از محاکمه در دادگاه به جرم تبلیغ علیه نظام برای مدت زمان نامعلومی به زندان محکوم شدند. آقای عباسی پس از انقضای مدت زندان به سه سال دورۀ تبعیدی در خاش محکوم گردید. آنان برای استیناف از محکومیت خود، به جرم تبلیغ علیه نظام، به دادگاه تجدید نظر در همدان رجوع نمودند. این دادگاه در تاریخ ۲٥ اسفند ۱٣۸۶ (۱٥ مارچ ۲٠۰۸) با بررسی شواهد و مدارکِ موجود، و با اتکاء به اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی و با نگرشی منصفانه، که شرطِ ضروری برای هر دادگاهی است، و بر مبنای اینکه بهائیان نه تنها علیه نظام اقدام نمی کنند، بلکه مطیع دولت متابعۀ خود هستند، رأی صادره را مردود دانسته اعلام نمود که «تبلیغ به نفع بهائیت نمیتواند [به] عنوان تبلیغ علیه نظام و به نفع گروه های مخالف نظام تلقی گردد» و رأی خود را بر برائت آنان صادر کرد. اما آیت الله شاهرودی، از مراجع بلند پایۀ ایران که باید اسطورۀ عدالت، انصاف و واقع نگری باشد، «دادنامۀ اصداری از شعبۀ هفتم محاکم تجدید نظر استان همدان [را] خلاف بین شرع تشخیص» داده است و رأی قضات و وکلائی را که قاعدتاً با ملاکها و ضوابط اسلامی درمصدر کارقرارگرفته اند، مرود دانست.

براساسِ آنچه که در مفاد دادنامه قید گشته، رأی دادگاه تجدید نظر همدان نسبت به «شرع» یا شریعت مردود شناخته شده است، نه نفس قانون یا قانون اساسی یا ماده ای از مواد آن. مسائل شرعی هم در ایران زیر نظارتِ علما و برطبق آراء شخصیِ آنان اجرا می گردد که هر آیت الله میتواند در آن مورد، نظر خود را ارائه کند چنانکه آیت الله منتظری نظر شرعی خود را دربارۀ حقوق شهروندی بهائیان اعلام نمود که با فتاوی علمای دیگر مغایرت دارد. پس پرسش اصلی این است که آیا قضاوت در ایران قرار است بر مبنای شریعت و نظریات فردی آیت الله ها ومراجع شرعی باشد، یا قانون اساسی جمهوری اسلامی (علی الخصوص هنگامی که آراء مراجع شرعی با قانون اساسی مغایرت داشته باشد)؟ و اگر قرار است که قضاوت برمبنای شریعت و برداشت ها و تعبیرات و تفسیراتِ مراجع مذهبی انجام بگیرد، حکمِ کدامیک از این مراجع مذهبی و آیت الله ها ملاک است؟ آیا حکم آیت الله منتظری باید اجرا شود، که مرجع ِ تقلید تمام شیعیان جهان است و فتوی داده اند که حقوق شهروندی بهائیان باید حفظ شود، یا حکم آیت الله شاهرودی، که درقوۀ قضائیه صاحب مقام و منصب و قدرت هستند و تمام بهائیان را ستمگر و فرقۀ باغیه می دانند؟

براساس این دادنامه ایشان «تجویز اعادۀ دادرسی» را به شعبۀ «همعرض» دادگاه تجدید نظر همدان «موجه تشخیص» داده اند و دلیل این تجویز را چنین ذکر نموده اند:

«...زیرا به تعبیر امام راحل (قدس سره) ترویج فرقۀ ضالۀ بهائیت در واقع نفی و انکار مذهب جعفری و جمهوری اسلامی و انکار ضروریات دین و خاتمیت رسول گرامی اسلام (ص) و مهدویت مهدی موعود (عج) و اعتقاد به جانشینی علی محمد باب (طفل نامشروع استکبار) به عنوان مهدی و خاتم الانبیاء معرفی نموده است. و از آنجا که سر سلسلۀ بهائیت در اسرائیل فعالیت تبلیغی دارند میتوان گفت بهائیت جزء فئۀ باغیه هستند و تا زمانی که مرکز فئۀ باغیه محفوظ و ثابت باشد (یعنی اسرائیل، رژیمی که اساسی ترین رمز ماندگاری خود را ضدیّت با نظام جمهوری اسلامی ایران و حمایت از گروه های مخالف آن می داند)، هیچ تردیدی در جرم بودن تبلیغ به نفع بهائیت و مطابقت فعل انتسابی با مادۀ ٥۰٠ قانون مجازات اسلامی باقی نمی-ماند. بنابراین با توجه به مراتب فوق، صدور دادنامۀ شمارۀ ... از سوی شعبۀ هفتم دادگاه تجدید نظر همدان وجاهت شرعی و قانونی نداشته است. لذا دادنامۀ موصوف مستنداً به مادۀ ۲۷٥ قانون آئین دادرسی کیفری فسخ میگردد. و در خصوص تجدید نظر خواهان آقایان ... نسبت به دادنامۀ شمارۀ ... ، نظر به اینکه از جانب تجدیدنظرخواهان ایراد و اعتراض موجه و مستدلی که موجبات نقض دادنامۀ تجدید نظر خواسته را فراهم نماید به عمل نیامده است و تجدید نظر خواهی با هیچیک از شقوق مادۀ ۲۴٠ قانون اخیرالذکر منطبق نمیباشد، لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامۀ تجدیدنظرخواسته تأئید میگردد. رأی صادره قطعی است.»

تعداد مفروضات غلط و بی اساس این استدلال آنقدر زیاد است که نمیتوان باور داشت بالاترین مقام قوّۀ قضائیه، رأئی با چنین قطعیت، بر پایۀ نظرهائی چنین تهی از حقیقت و واقعیت صادر نماید. ذیلاً فقط به ذکر چند دلیل، که حاکی از بی اساس بودن شیوۀ استدلالی و منطقی رأی بالاترین مقام قوۀ قضائیه، و عملاً جانشین قانون اساسی و اصول قرآن کریم و دین اسلام است، می پردازیم به آن امید که دیدۀ انصاف گشوده گردد و نمایندگان آئین اسلام مروّجین حقیقی پیام رسولِ اکرم در میان مردمان جهان گردند:

• اساس رأی دادگاه بر مبنایِ «تعبیر امام راحل (قدس سره)» [امام خمینی] است. اینجا نه تنها نفسِ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، و احترام به قانون، زیر پا گذاشته شده، بلکه صرفاً به «تعبیری» از امام راحل اکتفا شده که معلوم نیست این تعبیر به وسیلۀ چه کسی صورت پذیرفته، و یا اصلِ بیانِ امام راحل چه بوده که چنین تعبیری براساسِ آن پدید آمده، و یا اگر قرار بود امام راحل رتق و فتق امور جامعه را به تعابیر خود واگذار کند، دیگر چه احتیاجی به تأسیس و تنظیم قانون اساسی جمهوری اسلامی داشت!! به علاوه تعبیری که به امام نسبت داده شده است بر مبنای چه اصولی موجّه شناخته میشود؟ وچه کسی حقِ تفسیر بیانات امامِ راحل را دارد؟ آیا از کسی مثل آیت الله منتظری نیز می توان درخواست نمود که فرمایشات امام راحل را «تعبیر» فرماید؟

• چگونه است که رأی قوۀ قضائیه در دادنامۀ رسمی کشور، که باید بی طرف ترین قضاوت در امور کشوری باشد، مملوّ از بی احترامی به عقایدِ شاکی است؟! عباراتی نظیر «فرقۀ ضالّۀ بهائیت»، «علی محمد باب (طفل نامشروع استکبار)»، « فئۀ باغیه»، در هیچ دادگاه عادلی مطرح نمیشود، حتی اگر شخصِ قاضی یا رئیسِ قوّۀ قضائیه با اعتقاداتِ متهم مخالفتی داشته باشد.

• قوۀ قضائیه متهمین را فقط به جُرمِ «تعبیر»ی از آیت الله خمینی در موارد زیر گناهکار میداند و این تعبیرِ غلط را با استفاده از عبارت «در واقع» واقعیت می پندارد:

- نفی و انکار مذهب جعفری و جمهوری اسلامی

- انکار ضروریات دین و خاتمیت رسول گرامی اسلام (ص) و مهدویت مهدی موعود (عج)

- اعتقاد به جانشینی علی محمد باب (طفل نامشروع استکبار) به عنوان مهدی و خاتم الانبیاء

که هر سه مورد کاملاً و مطلقاً مردود و غیرقابل قبول است.

اولاً، آئین بهائی به هیچ وجه مذهب جعفری و جمهوری اسلامی را نفی و انکار نمی کند و مطیع قوانین کشور است. در حقیقت بهائیان با اعتقاد به اصول عقاید دینی خود، مطلقاً در امور سیاسی کشور دخالت نمی نمایند، چه رسد به اینکه بخواهند سیستم سیاسی کشوری را نفی یا انکار نمایند. همچنین، آئین بهائی نه تنها به اصالت و حقانیت اسلام بعنوان دینی الهی معقتد است بلکه به حقانیت تمام ادیان سالفه الهی نیز اعتقاد دارد.

ثانیاً، آئین بهائی به هیچ عنوان اصول و ضروریات دین را انکار نکرده و نمیکند. بطور کلّی بهائیان در ایران قدرتی ندارند که ضروریات دین را انکار کنند (که اگر هم داشتند چنین نمی-کردند)! مثلاً فرض شود که بهائیان یکی از ضروریات دین اسلام مثلا نماز، روزه، و یا توحید، نبوت یا معاد را انکار کنند (که به هیچ وجه نمیکنند). آیا این انکارِ فرضی، چه تأثیری می تواند رویِ مسلمین جامعۀ ایران داشته باشد؟ آیا آنها بخاطر اینکه بهائیان براساسِ تعبیرات آیت الله شاهرودی چنین فرضِ غلطی را باور داشته باشند، دیگر روزه نمیگیرند، یا نماز نمیخوانند، یا اعتقاد خود را به توحید و نبوت زیر پا میگذارند؟! همچنین بهائیان به هیچ وجه خاتمیت رسول اکرم (ص) و مهدویت مهدی موعود (عج) را انکار نمی نمایند. ولی اگر هم باز به تعبیرِ آیت الله شاهرودی انکار می نمودند (که نمی نمایند)، صرفاً امری اعتقادی را انکار نموده اند. آیا باید بهائیان به خاطر اعتقاد خود محاکمه گردند؟ پس در این صورت تکلیفِ اصلِ آزادی عقیده و باور، که به صراحت در قانون اساسی آمده، چه میشود؟

و بالاخره، بهائیان حضرت علی محمد باب را «طفل نامشروع استکبار» نمیدانند و این را اتهامی بی اساس و تهمتی دشمنانه و تصوری واهی و توهینی عمیق به اعتقادات خود به شمار می آورند. البته بهائیان به حضرت باب معتقدند ولی در کدام بند از قانون اساسی این اعتقاد جرم شناخته شده؟ و در کدام خطبه از مواعظ آیت الله خمینی نفسِ این اعتقاد، جُرم محسوب گشته و یا چگونه تعبیری کاملاً متضاد با این حقائق از آیت الله خمینی استخراج شده؟ در این صورت یا ایشان از اصول آئین بهائی کاملاً بی اطلاع بوده اند و از روی عدم آگاهی قضاوت فرموده اند، یا سوءتعبیر نموده اند، و یا از فرمایشات ایشان تعبیر کاملاً متناقضی استنتاج شده است. به هر حال هیچیک از این مقولات که در اساس متزلزل است نمیتواند مبنائی حقوقی برای محاکمۀ شهروندان بهائی باشد.

• در دادنامۀ مذکور آمده است: «از آنجا که سر سلسلۀ بهائیت در اسرائیل فعالیت تبلیغی دارند میتوان گفت بهائیت جزء فئۀ باغیه هستند».

این جُرم جغرافیائی نیز بر مبنای منطقی استوار شده که اگر قوۀ قضائیه بر پایۀ آن برقرار باشد، امیدی به هیچ گونه عدالت در ایران نخواهد بود: نه تنها سر سلسلۀ آئین بهائی، یا هیچیک از چند صد کارمند بهائی در اسرائیل، طبق دستور حضرت بهاءالله آئین خود را در آن سرزمین تبلیغ نمی‌کنند، بلکه هیچیک از آنان حتی حقِ مهاجرت و سکونت دائم در اسرائیل را ندارند. معلوم نیست که آیت الله شاهرودی با رجوع به چه مدرکی چنین فرض غلطی را مبنای محکومیت متهمین قرار داده است. چه مدارکی در دست دارند که بهائیان در اسرائیل تبلیغ کرده اند و حتی اگر هم میکردند (که نمی کنند) این چه ارتباطی به شیعیان و بهائیان در ایران دارد؟ حتی اگر به زعم آیت الله شاهرودی بهائیان در اسرائیل گناهی مرتکب شده اند، این چه ربطی به نقطۀ جغرافیائی همدان و بهائیان آن منطقه دارد؟ به علاوه، فرض غلط تبلیغ در اسرائیل (اگر صحت داشت) تبلیغ یهودیان و مسیحیان و مسلمانان سنی در آن کشور می بود و این چه ربطی به شیعیان ایران دارد؟ حال حتی اگر هم ارتباطی بین تبلیغ یهودیان و مسیحیان و مسلمانان سنی با شیعیان ایران باشد (که نیست)، این چه ربطی به جُرم متهمین بهائی در همدان دارد!! ایشان سپس از این پیش-فرض نتیجه گیری کرده اند که چون بهائیان در اسرائیل تبلیغ میکنند، پس جزء فئۀ باغیه [گروه‌ ستمگر و متجاوز] هستند!! این مقوله آنقدر از آغاز تا انتها بی اساس است که هر انسان منصفی از چنین حکمی متعجب و متأسف میگردد: بعبارت دیگر، بنا به این منطق، چون بهائیان در اسرائیل تبلیغ میکنند (که مطلقاً بی اساس است)، پس جزء گروه ستمگر و متجاوزند!! درست مثل اینست که بگوئیم چون مسلمانانی در اسرائیل زندگی می کنند وبراساس روش و باورهای اسلامی زندگی می کنند، پس جزء گروه ستمگر و متجاوزین هستند!!

بهائیانی که در اسرائیلند به کدام قسمت دیگر اسرائیل یا فلسطین تجاوز کرده اند و به چه احدی ستمگری نموده اند که تا به حال در هیچیک از اخباری که هر روز در منابع خبری جهان در ارتباط با مسائلِ آن منطقه پخش میشود، نامی از بهائیان درج نشده است؟ و این اتهامات را استناد به کدام اسلحه و کدام موشک و کدام تانک متعلق به بهائیان موجّه می کند؟

ولی نفسِ منطق و سیرِ نتیجه گیری براساس این مفروضاتِ واهی و بی اساس شاهکاری است در استنتاج از مفروضات پوچ به نتایج بی اساس: بهائیان تبلیغ میکنند، پس سمتگر و متجاوزند!!

کلیۀ آثار بهائی حاکی از تبلیغ صلح، برادری، محبت، رأفت، عدالت، عطوفت، و انسانیّت است. ایکاش بهائیان اجازه داشتند که در اسرائیل تبلیغ کنند که شاید خشونتهای موجود کمی به محبت و رأفت تبدیل میشد.

اما ادعا به اینکه تبلیغ بهائیان در اسرائیل (که اکیداً برای بهائیان ممنوع است) علت ستم و تجاوز است، در فکر هیچ منصفی نمگنجد، و جای تعجب است که بالاترین مقام قضائی جمهوری اسلامی از این منطق استفاده میکند!

• سپس حکم دادگاه چنین مینویسد: «تا زمانی که مرکز فئۀ باغیه محفوظ و ثابت باشد (یعنی اسرائیل، رژیمی که اساسی ترین رمز ماندگاری خود را ضدیّت با نظام جمهوری اسلامی ایران و حمایت از گروه های مخالف آن می داند)، هیچ تردیدی در جُرم بودنِ تبلیغ به نفع بهائیت و مطابقت فعل انتسابی با مادۀ ٥٠٠ قانون مجازات اسلامی باقی نمی ماند.» در این حُکم، جُرم بهائیان همدان خلاصه شده در وجود مرکز جهانی بهائی در اسرائیل، یعنی جُرمی بر اساس اتّفاقی جغرافیائی! به این ترتیب، تا زمانیکه زیارتگاه بهائیانِ جهان در اسرائیل، که براساس تبعید شارع آئین بهائی، حضرت بهاءالله، حدود ۱۶٠ سال پیش از طرف دولت وقت و به تحریک و تأئید علمای وقت انجام پذیرفت، برقرار و پایدار باشد، بهائیان ایران مُجرم شناخته میشوند. پوچی این منطق وقتی مسلّم میشود که فقط کلمۀ بهائی را با مسلمان تعویض کنیم. مثل اینکه بگوئیم: تا زمانیکه [مسلمانان] در اسرائیل هستند و مسجد الاقصی در اسرائیل برقرار و پایدار است، هیچ تردیدی در مجُرم بودن مسلمانان ایران باقی نمی ماند! اگر این معادلۀ حضورِ بهائیان و زیارتگاهشان در اسرائیل مساوی با مُجرم بودنِ بهائیان همدان درست باشد ، پس تمام مسلمانانیکه درایران زندگی می کنند به دلیل حضورِ مسلمانان و مسجد الاقصی دراسرائیل مُجرم شناخته می شوند!

اما خوب می دانیم، و می دانند، که این جُرم صرفاً بر پایۀ تهمتهائی بی اساس استوار است چه که بهائیان با دولت اسرائیل و خط مشی سیاسی آن کشور (و در حقیقت در هر کشوری که زندگی میکنند) هیچگونه ارتباط، مناسبت، تعلق، مشاورت، و معاملۀ سیاسی ندارند چون در سیاست دخالت نمی کنند. مطمئناً، با این شیوۀ استدلال، اگر جمهوری اسلامی تا بحال جزئی ترین مدرک معتبری در این مورد داشت، بدون شک آن را بارها بر ملا میکرد. ولی چون چنین مدرکی وجود خارجی ندارد (چونکه نفس ادعا از بن و بیخ غلط و مغرضانه است)، به همین دلیل هم قوۀ قضائیه مجبور شده به «تعبیر» امام خمینی روی بیاورد که معلوم نیست این تعبیر در چه زمینه ای، در چه حوزه ای و در چه شرایطی گفته یا شنیده شده. صرفاً بر اساس چنین ابهامات (و در حقیقت اوهاماتی) است که بهائیان همدان طبق مادۀ ٥۰٠ قانون مجازات اسلامی، یعنی فعاليت تبليغي عليه نظام، محکوم شده اند؛ تبلیغی که با تصوّر امام خمینی (که کوچکترین قرابتی با حقیقت ندارد) و تعبیر تصنّعی، اختیاری و دلخواه آیت الله شاهرودی، (که کاملاً با موازین واضح و اساسی آئین بهائی مغایرت دارد) جلوۀ حقیقت می یابد (که کذب محض است)، ولی بهائیان همدان باید هزینۀ این توّهمات را بپردازند.

حال تکلیف بهائیان ایران چیست؟ آنان به اتهامِ فعاليت تبليغي برعليه نظام محکوم شده اند: نه بر مبنای مدارک مستدلّ قانونی، نه بر مبنای شواهد عینی و یا مدارکی دالّ بر اختلال در امور اجتماعی و کشوری، بلکه بر مبنای تعبیری غلط از تفسیری غلط از برداشتی که مطلقاً مغایر حقیقت و واقعیت است. و هنگامیکه دادگاه تجدید نظر اول این مسائل را با نهایت انصاف و با رجوع به قوانین مصوّبۀ اسلامی مطرح نمود و متهمین را بیگناه دانست، از طرف قوۀ قضائیه مردود شناخته شد و رأئی عادلانه به رأئی مبدّل شد که ناقض اساسی ترین موازین حقوق بشر و اصول عدالت و انصافِ اسلامی است.
نوشته شده توسط Alast  | لینک ثابت |

دوشنبه یکم مهر 1387
راه اندازی گروه خبری بهائی را بدینوسیله به تمامی همراهان اطلاع می دهید:

http://groups.yahoo.com/group/Bahai-news

با عضویت در این گروه می توانید آخرین خبرهای مربوط به جامعه ی بهائی را دریافت نمائید. همچنین می توانید از آخرین مطالب نوشته شده درباره ی امربهائی وجامعه ی بهائی در جراید کشور خبردار شوید.
نوشته شده توسط Alast  | لینک ثابت |

ایران: آخرین گزارشها چهارشنبه ششم شهریور 1387
 
ایران: آخرین گزارشها
 

به روز شده: ٢۴ اوت ٢٠٠٨ برابر با ٣ شهریور ١٣٨٧

یادآوری: گزارش‌های این صفحات، که مرتباً به روز می‌شود، برای اطلاع رسانی به مؤسسات خبری و کسان دیگری است که مایل به آگاهی از جزئیات وضعیت بهائیان در ایران هستند. این اطلاعات توسط جامعۀ بین‌المللی بهائی بررسی شده و مورد تاًیید است.

تشديد نگرانى‌ها در مورد بهائيان زندانى؛ نشر اكاذيب در بارۀ برندۀ جايزۀ نوبل پس از اعلام آمادگى او براى دفاع از اين زندانيان.

هفت عضو هیأت ملی هماهنگ کنندۀ امور بهائیان ایران همچنان در زندان اوين در تهران هستند. نگرانى در مورد امنيت اين افراد، بخصوص پس از آن كه به نقل از يكى از بازپرسان حكومتى گفته شد كه آنها به فعاليت در يك نهاد "غيرقانونى" مرتبط با اسرائيل "اعتراف كرده‌اند" تشديد شده است. جامعۀ جهانى بهائى اين اتهامات را شديداً تكذيب كرده است. (مقاله مربوطه را بخوانيد)

جامعۀ جهانى بهائى بر اين باور است كه مقامات ايرانى مى‌كوشند با نشر اكاذيبى در مورد خانم شيرين عبادى، وكيل سرشناس حقوق بشر و برندۀ جايزۀ نوبل، كه آمادگی خود و همكارانش در مركز مدافعان حقوق بشر در ايران را براى دفاع از آنها اعلام كرده؛ جلوى دسترسى اين هفت بهائى به مشاورين حقوقى را بگيرند.

در رسانه‌هاى تحت حمايت دولت، علی‌رغم اظهار صريح خانم عبادى كه او و دخترش مسلمان هستند، اکاذیبی مبنى بر گرويدن آنها به آئين بهائى منتشر شده است. جامعۀ جهانى بهائى نيز تأييد كرده است كه هيچ يك از اين دو نفر عضو جامعۀ بهائى نيستند.

هفت عضو زندانى هيأت مسئول رسيدگى به امور اوليۀ جامعۀ بهائيان ايران عبارتند از خانم فريبا كمال آبادى و آقايان جمال‌الدين خانجانى، عفيف نعيمى، سعيد رضائى، بهروز توكلى، وحيد تيزفهم و خانم مهوش ثابت. شش نفر اول از ماه مه و خانم ثابت از ماه مارس در بازداشت به سر مى‌برند.

به اين افراد اجازۀ تماس با وكيل داده نشده و علی‌رغم آنچه در رسانه‌هاى عمومى گزارش شده، به خانواده‌هاى آنها تا به حال اطلاعى در مورد اتهام اين افراد داده نشده است.

بازداشت تعداد ديگرى از بهائيان؛ حداقل ٢۵ بهائى در حال حاضر زندانى هستند.

در روز نوزدهم اوت سه بهائى ديگر در تهران به دلائل نامشخصى دستگير شدند. هر سه نفر، آقايان تورج امينى، ايرج امينى و پيمان عموئى پيش‌تر در ماه مارس بازداشت شده و بعد آزاد شده بودند.

با دستگيرى اين سه نفر تعداد شناخته شدۀ بهائيانى كه در بازداشت مقامات ايرانى هستند به ٢۵ نفر مى‌رسد.

حملات، تهديدها، بازداشت، تبعيد و آزار بهائيان ادامه دارد:

گزارش‌هاى رسيده از ايران حاكى است كه تبليغات گسترده‌اى كه با حمايت دولت براى از ميان بردن جامعه بهائيان ايران آغاز شده بدون وقفه ادامه دارد.

چند نمونه از حملات اخير به اين شرح است:

• سه بهائى در مشهد پيام‌هاى تهديدآميز تلفنى دريافت كردند. اين سه نفر بعداً هدف يك سانحۀ عمدى اتوموبيل شدند كه بر اثر آن دو تن از آنها كشته و يكى به شدت مجروح شد.

• بعد از اظهارات اوليۀ مقامات مسئول كه آتش سوزى منزل خانوادۀ شاكر در كرمان را ناشى از اتصال برق اعلام كرده بودند، اينك آتش نشانى كرمان تأييد كرده است كه اين آتش سوزى عمدى بوده است. ماه گذشته سرويس خبرى جامعۀ جهانى بهائى اين حادثه را به عنوان نمونه‌اى از آتش سوزى هاى عمدى بر عليه بهائيان گزارش كرده بود. (مقاله مربوطه را بخوانيد)

• خبرگزارى رسمى جمهورى اسلامى (ايرنا) روز سيزدهم اوت در گزارشى مدعى شد كه چند ماه پيش بهائيان مى‌خواسته‌اند در محل نمايشگاه بين‌المللى بمب گذارى كنند. سيد كاظم موسوى، يك مورخ تاريخ معاصر ايران، ادعا كرد توانسته است اين توطئه جنايت‌بار را كه مى‌توانست منجر به يك فاجعۀ بزرگ انسانى بشود كشف و خنثى كند. جامعۀ جهانى بهائى دخالت بهائيان در چنين حملاتى را اكيداً تكذيب كرده است.

• تخريب گورستان‌هاى بهائى ديگرى گزارش شده و سه بهائى كه در مراسم تدفينى در يك گورستان، كه از پانزده سال پيش داير است، مشاركت داشته‌اند دستگير و به اتهام "شركت درتصرف عدوانی اراضی ملی متعلق به دولت" بازداشت و محكوم شده‌اند. اين سه نفر به پرداخت جريمه و "رفع تصرف از اراضی موصوف" (گورستان بهائى) و "اعاده وضع به حالت سابق" (يعنى نبش قبر و خارج كردن بهائى مدفون شده از آنجا) محكوم شده‌اند.

• دانشجويان بهائى همچنان از ورود به دانشگاه‌ها ممنوع هستند و شواهد تازه نشان مى‌دهد كه شناسائى آنها به عنوان بهائى در مراحل اوليۀ رسيدگى به تقاضاهايشان انجام مى‌گيرد و با مسدود كردن دسترسى آنها به پرونده‌هايشان بر روى اينترنت حتا اطلاع يافتن از نتيجۀ آزمايش ورودى براى آنها ميسر نيست.

• ايميل‌هائى از يك فرستندۀ ناشناس با اتهامات بى‌پايه‌اى در مورد رفتارهاى خلاف اخلاق در تجمع‌هاى بهائى در ايران توزيع شده است. اين ايميل‌ها حاوى تصاويرى از صحنه‌هاى قبيحى هستند كه نشانه‌هاى بهائى نيز در آنها ديده مى‌شود.

• دو بهائی مقيم اروپا نامه‌اى با تهديدهاى مشخص دريافت كرده‌اند كه در پايان آن "مرگ بر بهائی" نوشته شده است.


انتشار مقالات ضد بهائى در روزنامۀ سراسرى ادامه دارد.

كيهان، روزنامۀ سراسرى و تحت حمايت دولت در ايران، در اواخر ماه ژوئيه انتشار سلسله‌اى تازه از مقالات بر عليه بهائيان را آغاز كرد. اين مقالات حاوى بخش‌هائى از يك كتاب تازه منتشر شده است كه در آن مردى خاطراتش را از رفتارهاى ناهنجار و غير اخلاقى اعضاى خانواده‌اش، كه به گفته او بهائى هستند، نقل مى كند.

در آغاز سال جارى نيز همين روزنامه مجموعه‌اى از ۴٠ مقاله بر عليه بهائيان منتشر كرد. تلويزيون ايران نيز برنامه‌هائى با هدف مشوب كردن اذهان عمومى بر عليه بهائيان و آئين بهائى تهيه و پخش كرده است.


تصويب قطعنامه در مجلس نمايندگان آمريكا

در سى‌ام ژوئيه مجلس نمايندگان آمريكا در واشنگتن با ۴٠٨ رأى در برابر ٣ رأى طى قطعنامه‌اى آزار بهائيان در ايران را محكوم كرد.

تصويب اين قطعنامه يك ماه پس از انتشار بيانيۀ مشترك شش برندۀ جايزۀ صلح نوبل بود. در آن بيانيه شش برندۀ جايزۀ نوبل — اعضاى بنيانگذار 'نهاد زنان نوبل' كه دفتر آن در اوتاوای کاناداست — خواستار آزادى بدون قید و شرط هفت نفر بهائیان ایرانی — اعضای هیاًت ملی گردانندۀ امور بهائیان — شدند. اين شش زن برندۀ جايزۀ نوبل عبارت بودند از: خانم‌ها مایرد کورریگان مگوایر، بتی ویلیامز، ریگوبرتا منچو تام، جودی ویلیامز، شیرین عبادی و وانگاری موتا ماآتای.

از نیمۀ ماه مه، بسیاری از دولت‌ها و سازمان‌ها در سراسر جهان نسبت به بازداشت بهائیان در ايران ابراز نگرانى کرده‌اند؛ از جمله اتحادیۀ اروپا، بنياد پژوهشگران ایران، کمیسیون بین‌المللی حقوق‌دانان، فدراسیون حقوق بشر، انستیتوی اديان و سياستگزارى اجتماعی، فعالان بین‌المللی براى حقوق بشر در ایران، مرکز اسناد حقوق بشر ایران، و کمیسیون ايالات متحده در آزادی بين المللى اديان.

نمونه‌هائى از این گروه‌ها و بیانیه‌هایشان به شرح زير است:

• اتحادیۀ اروپا، در بیانیۀ ٢۱مه خود ابتدا نگرانی‌اش را نسبت به بازداشت‌ها ابراز كرده و مى‌افزايد: "اتحادیۀ اروپا باز هم نگرانی عميق خود را از ادامه تبعیض‌هاى برنامه‌ريزى شده وآزارهاى مداوم نسبت به بهائيان ايران، به دليل اعتقادات مذهبى‌شان، ابراز می‌دارد."

• كاخ سفيد در بيانيه اى كه گوردن جاندرو، سخنگوى شوراى امنيت ملى در روز چهاردهم ژوئن صادر كرده نوشت: "سابقۀ حكومت ايران در زمينۀ حقوق بشر شرم آور است. درست يك ماه پيش اين حكومت شش تن از رهبران جامعۀ بهائى را تنها به دليل اعتقادات مذهبى‌شان بازداشت كرد. اين افراد بايد بلافاصله آزاد شوند. ايران بايد حق اوليۀ آزادى دين را محترم بشمارد و به آزار جامعۀ بهائيان اين كشور خاتمه دهد."

• کمیسیون بین‌المللی حقوق‌دانان در یک بيانيۀ مطبوعاتى گفت که شش نفر بهائی "خودسرانه بازداشت شده‌اند" و باید "يا بلافاصله آزاد شوند و یا جرم مشخص آنها اعلام شود." با وجود گزارش‌هائى دال بر این که بهائیان "به دلایل امنیتی و نه به دليل اعتقادات دينى" بازداشت شده‌اند این کمیسیون معتقد است که "دلایل کافی وجود دارد كه بازداشت اين افراد در رابطه با فعالیت‌های صلح آميز آنها به عنوان اعضاى هيأت ملی اداره كننده امور بهائیان ایران است."

• دو وكيل سرشناس در هند و یک گروه وکلا در بنگلادش در نامه‌اى به دولت ایران خواسته‌اند حقوق انسانی بازداشت شده‌گان مراعات گردد، و حد اقل به آنها اجازۀ داشتن وكيل، دیدار با خانواده و آگاهى از جزئيات دقيق اتهامات‌شان داده شود.

• دولت استرالیا در بیانیه‌اى خطاب به دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو نوشت: "استرالیا عمیقاً از شنیدن خبر بازداشت چند نفر از رهبران جامعۀ بهائی ایران در ۱۴ماه مه نگران است. معلوم نيست که آیا اين افراد به جرم مشخصى متهم شده باشند، و به نطر می‌رسد که متهمین حق دسترسی به وکیل مدافع و ملاقات با خانواده‌شان را نیز ندارند. استرالیا معتقد است که آن سازمان باید نقش فعّالى در جهت تضمين و حفظ آزادی عقیده و دين ايفا كند."

• پنج استاد دانشگاه در کانادا، همگی ایرانی‌الاصل اما غير بهائى، در نامه‌اى خطاب به بان کی-مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، بازداشت بهائیان را "تازه‌ترين مقابله با حقوق شناخته شدۀ بشرى" دانسته و مى‌نويسند اين عمل "بخش ديگرى از فهرست فزايندۀ نقض حقوق بشر توسط دولت ایران بر علیه کسانی است که آرزوئی به جز مشاركت در خدمت به بهبودى ایران ندارند."

• رهبران دینی اسکاتلند، از جمله رئیس انجمن روحانیون مجمع عمومی کلیسای اسکاتلند و کاردینالی که ریاست کلیسای کاتولیک را در آنجا بر عهده دارد، از مقامات ایران خواسته‌اند "به وظائف خود در قبال اعلامیۀ حقوق بشر سازمان ملل متحد در زمينه آزادی ادیان عمل كنند و آزادی فورى و سلامت این زندانیان را فراهم سازند."

از جمله سازمان های دیگری که بیانيه صادر کرده‌اند عبارتند از:
فدراسیون بینالمللی حقوق بشر و سازمان ديده بان حقوق بشر
سازمان عفو بين الملل
وزارت امور خارجه ایالات متحده
وزير امور خارجۀ کانادا
سازمان بین المللی مدافعان حقوق بشر در ایران
پيمان ضد افترا و تهمت
مرکز اسناد حقوق بشر ایران
کمیسیون ایالات متحده در آزادی بینالمللی ادیان

چند سازمان دیگر ایرانی:

انجمن پژوهشگران ایران
حزب کمونیست کارگری ایران
حزب مشروطه ایران
سازمان سوسياليستهای ايران
فعالان حقوق بشر در ايران
نهضت نجات ملى ايران
هیئت سیاسی ـ اجرائی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
هیات سیاسی اجرائی اتحاد جمهوریخواهان ایران


خلاصه:

آزار بهائیان، فراگیر و رو به افزايش است. در ماه‌هاى اخیر در سراسر ایران، موارد بسیار بسیار متعددى از آزارهائى مشابه آنچه در پى مى آيد گزارش شده است:
• دستگیری‌و بازداشت‌، همراه با زندانی شدنى که روزها، ماه‌ها، و گاه سال‌ها به طول انجاميده است. در مواردی که بهائیان آزاد شده‌اند نيز اكثراً وثیقۀ قابل ملاحظه‌ای دريافت شده است.
• تهدید و بازجویی مستقیم از سوی مأموران، که گاهی با استفاده از چراغ‌های پُرنور و شکنجه‌های جسمی همراه بوده است.
• جستجوی منازل و دفاتر تجارى كه معمولاً به مصادرۀ کُتُب بهائی و اجناس دیگر انجاميده است.
• اخراج و آزار دانش آموزان بهائى.
• ممنوعیّت حضور بهائیان در دانشگاه‌ها.
• برگزارى محاكماتى که در آن بهائیان به ترویج تبلیغات بر علیه دولت "به نفع فرقۀ بهائیت" متهم شده‌اند.
• كنترل حساب های بانکی، جا به جائى، و فعّالیّت های بهائیان شامل بازجوئی هاى رسمی از آنها در بارۀ زندگی خصوصى، فعّالیّت‌ها، همسایگان، و غیره.
• عدم صدور و یا لغو پروانه‌های تجارتی.
• محرومیّت از موقعیّت‌های شغلی به طور کلّی.
• محرومیّت بهائيان از حقوقشان در پرونده‌هاى وراثت.
• حملات جسمى، و تلاش براى بيرون راندن بهائیان از شهرها و روستاها.
• بی‌حرمتی به مقابر و تخریب گورستان‌های بهائی، و اشكال تراشى در دفن مردگان بهائى.
• انتشار اکاذیب در مورد بهائیان، از جمله در نشریات و جراید رسمی، و تحریک نفرت بر علیه بهائیان.
• اخراج از اماکن تجاری، شامل اخراج پزشکان بهائی از دفاتر و درمانگاه های خودشان.
• اِرعاب مسلمانانی که با بهائیان رفت و آمد دارند.
• تلاش مقامات مسئول براى وادار كردن بهائیان به جاسوسی علیه بهائیان دیگر.
• ارسال نامه‌ها و پيام هاى تهدیدآمیز تلفنى به بهائیان.
• عدم پرداخت مزاياى بازنشستگی.
• محرومیت از امکان نشر و تکثیر ادبيات بهائی.
• مصادرۀ اموال.

 

منبع: سرویس خبری جامعه بهائی

سایت ساغر

نوشته شده توسط Alast  | لینک ثابت |

 

حملات رسانه هاى ايران به بهائيان و شيرين عبادى، برندۀ جايزۀ نوبل، به قصد دامن زدن به «تعصبات و ترسهاى غير منطقى» مردم است.

 

(08.12.08) (22.05.87)

نيويورك
١٢ اوت ٢٠٠٨ برابر با ٢٢ مرداد ١٣٨٧
سرويس خبرى جامعۀ جهانی بهائى

جامعۀ جهانی بهائى امروز در بيانيه اى اعلام كرد ادعاهاى فريبكارانه رسانه هاى خبرى ايرانى دربارۀ هفت رهبر زندانى جامعۀ بهائيان ايران و خانم شيرين عبادى و كسان ديگرى كه به دفاع از آنها برخاسته اند نشانگر تلاش حكومت ايران براى محروم كردن اين زندانيان از امكانات دفاع قانونى و نيز دامن زدن به «تعصبات و ترسهاى غيرمنطقى» مردم است.

در اين بيانيه آمده است: «گزارشهاى منتشر شده در رسانه هاى خبرى تحت حمايت دولت حاكى از تلاش مقامات ايرانى براى استفاده از رسانه هاى عمومى در شايع كردن اتهاماتى مبنى بر فعاليت اين زندانيان در طرحهاى براندازى در ايران است. متهم كردن خانم شيرين عبادى، وكيل سرشناس حقوق بشر و برندۀ جايزۀ صلح نوبل، نيز كه به اتفاق همكارانش آمادگى خود را براى دفاع از بهائيان اعلام كرده، طرح ديگرى براى ادامۀ محروم نگه داشتن اين افراد از حق داشتن وكيل است.»

اين بيانيه كه در تارنماى دفتر جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل متحد منتشر شده است به اتهامات بهائى شدن دختر خانم عبادى، عامل صهيونيزم بودن بهائيان و اين كه تماس بهائيان ايران با نهاد اداره كنندۀ جامعۀ جهانى بهائى نوعى «توطئه» است پاسخ داده است.

«حكومت ايران از هر ابزارى كه در اختيار دارد براى بدنام كردن جامعه بهائيان ايران استفاده مى كند و بعد هر وقت كه بخواهد، در فضاى مسمومى كه خودش ايجاد كرده، مى گويد فلان كس بهائى است. خانم عبادى اولين كسى نيست كه اين روش در بارهاش اعمال شده است. خانم عبادى به عنوان يك وكيل از افراد و گروه هائى با سوابق گوناگون دفاع مى كند و اين به آن معنا نيست كه او الزاماً به اعتقادات آنها باور دارد. سؤال اين است كه رسانه هاى تحت حمايت دولت با ادعاى اين كه دختر او بهائى است مى خواهند چه شبه هاى را القا كنند؟»

متن کامل اين بيانيه را در پیوند زیر بخوانيد:
http://bic.org/statements-and-reports/bic-statements/081208P.htm

 

منبع: http://news.persian-bahai.org/story/%5Bfield_bwns_story_id-raw%5D-40

نوشته شده توسط Alast  | لینک ثابت |