تبليغاتX
اخبار جامعه جهانی بهائی

 

بهائيان سالروز شهادت حضرت باب را گرامي مي دارند.

 

                      

6 جولاي 2008 (سرويس خبری جهانی بهايي)

حيفا، اسرائيل

 

اين هفته، بهائيان يکصد و پنجاه و هشتمين سالگرد شهادت حضرت باب، يکي از دو چهره ي اصلي در تأسيس ديانتشان را مورد توجه قرار مي دهند.

در ظهر روز 9 جولاي 1850، حضرت باب در ميدان عمومي شهر تبريز در ايران، تيرباران شدند.

شش سال قبل از آن، ايشان اعلان کردند که فرستاده ي خدا هستند و مأموريت شان آماده کردن مسير براي آمدن قريب الوقوع  موعود همه ي اديان است. موعودي که عصري جديد از صلح و سعادت را در جهان مستقر مي کند.

حضرت باب، ده ها هزار انسان را به تعاليمش جذب نمود، که صد ها نفر از آنها در آزارو شکنجه هايي که در ايران اعمال شد، کشته شدند. نهايتاً، زمامداران در تلاشي براي فرونشاندن اين دين جديد،  حضرت باب را به اعدام محکوم کردند.

بعد از گذشت نيم قرن از اعدام ايشان، رمس مطهرشان به حيفا آورده شد تا در کوه کرمل به خاک سپرده شود. امروز مقبره ي ايشان يکي از مشهورترين نقاط دراسرائيل می باشد و ديانت بهايي در واقع در هر کشوری گسترش يافته است.

سالگرد شهادت حضرت باب يکي از 9 روز مقدسي است که بهاييان کار را تعطيل مي کنند. و آنرا با دعا و برنامه هاي مخصوص در ظهر 9 جولاي گرامي مي دارند.

منبع: سايت ساغر

اصل خبر: سرويس خبری جهانی بهايی

 

 

نوشته شده توسط Alast  | لینک ثابت |

 

اساتيد برجسته ي ايراني طالب آزادي زندانيان بهائي شدند

 

تورونتو، اونتاريو، 3 ژوئن 2008 (سرويس خبري بهائي کانادا) – پنج تن از رهبران ايراني انديشه مقيم توروتو از دبيرکلّ سازمان ملل متّحد خواستند براي آزادي بهائياني که سه هفته قبل دستگير شدند اولياء حکومت ايران را تحت فشار قرار دهد. آنها اگرچه خودشان اعضاء جامعه ي بهائي نيستند، در نامه‌اي با عباراتي متين و متقن در خصوص بازداشت‌ها همراه با ساير موارد نقض حقوق بشر در ايران ابراز نگراني نمودند.

اين پنج تن عبارتند از پروفسور امير حسن‌پور، پژوهشگر و استاد محقّق برجسته ي ايراني کردي‌تبار در دانشگاه تورونتو؛ هايده مغيثي، باني اتّحاديه ملّي ايراني زنان قبل از ترک ايران در سال 1984، جامعه‌شناس برجسته در دانشگاه يورک و مؤلّف سه جلد کتابهاي "زنان و اسلام"، "نهضت طرفداري از حقوق زن و بنيادگرايي اسلامي" و "مردم‌گرايي و طرفداري از حقوق زنان در ايران" که توسّط روتلج، انتشارات دانشگاه آکسفورد و انتشارات مک‌ميلان انتشار يافته است؛ شهرزاد مجاب، مؤلّف و مدير مؤسّسه مطالعات زنان و جنسيت در دانشگاه تورونتو؛ سعيد رهنما، که مفسّر مطبوعات، استاد علوم سياسي در دانشگاه يورک و مدير پيشين دانشکده ي سياست و اداره ي امور عمومي؛ و محمّد توکّلي طَرقي، مؤلّف مقالات و کتب متعدّد از جمله "شکلي تازه بخشيدن به ايران: شرق‌شناسي، غرب‌شناسي، تاريخ‌نگاري ناسيوناليستي"، و استاد تاريخ و مطالعات خاورميانه در دانشگاه تورونتو. متن نامه ي آنها ذيلاً نقل مي‌گردد:

 

دوشنبه، دوم ژوئن 2008

جناب آقاي بان کيمون، دبيرکلّ محترم سازمان ملل متّحد

عاليجناب

ما، دانشگاهيان کانادايي ايراني‌تبار نگراني خود از بازداشت مديران جامعه ي بهائي ايران که دو هفته قبل صورت گرفت، کتباً ابراز مي‌داريم. اگرچه خود ما اعضاء جامعه ي ديني مزبور نيستيم، امّا به عنوان ايراني بر اين باوريم که قابل قبول نيست که رژيم حاکم بر ايران نه محلّ بازداشت نفوس دستگير شده را اعلام نمايد نه اتّهامات رسمي را که دستاويز بازداشت آنها است بيان کند.

اين جديد‌ترين اهانت به حقوق بشر پذيرفته شده در سراسر جهان به فهرست در حال افزايش موارد نقض حقوق بشري افزوده مي‌شود که توسّط حکومت ايران عليه اقشاري که صرفاً مايلند فرصتي براي سعادت و آباداني ايران به دست آورند ارتکاب شده است: يعني روزنامهنگاران، رهبران دانشجويي، کساني که براي پيشبرد حقوق زنان فعّاليت مي‌کنند، رهبران کارگري، و ساير اعضاء آنچه که بايد جامعه ي مدني پرتحرّک ايران باشد.

به قراري که اطّلاع داريم، در جديدترين واقعه، روز چهارشنبه 14 مه 2008 مأمورين وزارت کشور ايران به منازل شش تن از هفت عضو گروهي که به هماهنگي امور جامعه ي بهائي مي‌پردازد، هجوم برده آنها را دستگير کردند. اين گروه، از زمان غيرقانوني اعلام شدن تشکيلات بهائي در سال 1983 تا کنون با اطّلاع حکومت ايران مشغول فعّاليت بوده است. هفتمين عضو اوايل ماه مارس دستگير شده بود.

معتقديم که جامعه ي بين‌المللي، بخصوص از طريق دواير سازمان ملل متّحد بايد آنچه را که در توان دارد به کار برده اولياء حکومت ايران را تحت فشار قرار دهد تا صيانت از حقوق بشر جهت امنيت و آزادي کلّيه مردم ايران را برقرار نمايد.

تقاضا داريم که مقام دبير کلّ اقدام عاجل به عمل آورده طالب آزادي مديران جامعه ي بهائي گردد و، شايد با مساعدت نهادهاي مرتبط سازمان ملل متّحد که در اختيار اولياء حکومت ايران قرار مي‌گيرد، منطبق با ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي که ايران از جمله امضاءکنندگان آن است، در جهت حفظ حقوق بشر ساير گروه‌هايي که در حال حاضر در ايران تحت حمله قرار دارند اقداماتي به عمل آيد.

 با احترامات فائقه

پروفسور امير حسن‌پور، دانشگاه تورونتو

 پروفسور هايده مغيثي، دانشگاه يورک

پروفسور شهرزاد مجاب، دانشگاه تورونتو

 پروفسور سعيد رهنما، دانشگاه يورک

پروفسور محمّد توکّلي طرقي، دانشگاه تورونتو

گيرندگان رونوشت:

عاليجناب استفن هارپر، نخست وزير کانادا

رياست جمهوري اسلامي ايران، توسّط سفارت جمهوري اسلامي ايران

نماينده ي ايران در سازمان ملل متّحد، عاليجناب سفير، آقاي محمّد خزائي

هيأت نمايندگي دائمي جمهوري اسلامي ايران در ژنو، عاليجناب سفير آقاي عليرضا معيوري

دفتر کميسارياي عالي حقوق بشر، بانو لوئيز آربور

 

منبع: سايت ساغر

اصل خبر: سرويس خبری بهايی کانادا

نوشته شده توسط Alast  | لینک ثابت |

تحول آفرينان خاموش شنبه پانزدهم تیر 1387

 

تحول آفرينان خاموش

 


22جون 2008(سرويس خبري جهاني بهايي)
داسدوي، اوتار پرادش، هند


اولين نگاه چيزي در مورد اينکه اين هشت نفر بنيان گذاران مدارس مي باشند، آشکار نمي کند.

آنها از نادرترين پيشينه ها مي آييند. يکي از آنها از دبيرستان اخراج شد، ديگري يک تعمير کار تلويزيون و آن ديگري پزشک يک روستا بودند.

حتي به سادگي نمي توان حدس زد – در اولين نگاهکه آنچه ايشان اداره مي کنند مدرسه است. به طور مثال، رَم ويلاس پال، آن تعمير کار تلوزيون ، ملکي را با برادرش شريک است – بخشي از آن زمين آغل براي گاو و بخش ديگر آن مدرسه است.

آنچه بين هر سه نفر مشترک است شور ايشان به تحولات اجتماعي و اعتقاد راسخشان به نقش مدرسه در اين تحول است. در واقع چنان که آقاي پال مي گويند، در هند مردم غالبا تحول را از مدرسه انتظار دارند.

"
جامعه و خانواده از مدرسه انتظار دارند که يک شهروند مناسب از کودک خلق کند."، او افزود "وقتي کودکي بدرفتاري مي کند، مردم از او مي پرسند " اين چيزي ست که معلمت در مدرسه به تو آموخته ؟"

در زماني که تعداد زيادي از جوانان، دهکده را براي جستجوي کار در شهر ها ترک مي کنند، اين هشت نفر – که همه بغير از دو نفر بين بيست تا سي سال دارند – انتخاب مي کنند که بمانند و نسل بعد را شکل دهند. و ايشان اين کار را بدون سرمايه هاي بزرگ و تعهدات بزرگ به والدين انجام مي دهند.

اغلب آنان مدارس جامعه شان را با کمک روستائيان در مورد زمين و وسايل اساسي بر پا مي کنند و جوانان بي کار را به عنوان معلم استخدام مي کنند. در عوض متعهد مي شوند که تعليمات خوبي را با هزينه ي متوسط فراهم آورند (مثلا براي دانش آموزان دبيرستان حدود 50 روپيه يا 1.2 $ در ماه).

براي روستائيان اين يک جايگزين مطلوب در مقابل مدارس دولتي به شمار مي رود که شهريه دريافت نمي کنند اما استانداردشان آنقدر پايين است که يکي از والدين مي گويد "شما دانش آموزان کلاس هشتمي را مي بينيد که نمي توانند تا 10 بشمارند."

امروزه هشت مدرسه از اين دست در روستاهاي کاکوري، بنترا و خرگپور ازتوابع شمال هند ايالت هوتار پرادش دائر مي باشد. آنها از لاکنو مرکز ايالت فاصله اي ندارند.

بعضي مدارس مثل گلوري پابليک سکول متعلق به وينود کومار ياداو با 160 دانش آموز خوب عمل مي کنند.سايرين مثل مدرسه ي 9 ستاره ي آقاي پال در داسدوي با 73 کودک در آستانه ي تعطيلي است. هنوز برخي ديگر مثل کاوننت پابليک سکول متعلق براجش کومار به شدت نيازمند کمک هستند.

 

    

کمک از FAS (بنياد پيشرفت علم)


بنياد پيشرفت علم، يک سازمان غير دولتي در لامنو به ايشان ياري مي رساند تا دروسشان را طبق برنامه پيش ببرند و پايدار بمانند.

FAS
در زمينه ي تعليم مربيان ، هدايت ايشان در زمان بروز مشکل، و حتي فراهم آوردن حقوق يک يا دو معلم در زمان مشکلات مالي مدرسه ياري مي رساند. همچنين به تهيه ي برنامه ي آموزشي خلاق جهت اجرا در مدارس مي پردازد.

همين بنياد بود که – پس از سال ها تجربه در اجراي برنامه هاي خلاق آموزشي در روستاها که خود کفا بوده هزينه هاي خود را تامين مي کردند – بنيان مدارس با مالکيت اشتراکي را نهاد.

يکي از کار کنان FAS توضيح مي دهد: "ما با مدارس خصوصي زيادي در اوتار پرادش کار کرديم که همه با سرمايه ي زيادي شروع به کار کرده بودند و همگي تعطيل شدند. اين موضو ع ما را متوجه کرد که راه حل بايد از درون روستا يافت شود، با استفاده ي روستائيان از منابع داخلي خودشان."

او افزود براي مدارس با مالکيت اشتراکي، FAS ابتدا به دنبال افراد با انگيزه، ديدگاه مرتبط و شوق مبارزه و استقامت گشت. اين بنياد که يک NGO با الهام از ديدگاه هاي بهايي مي باشد؛ طولي نکشيد که آن افراد را در ميان جوانان بهايي استخدام نشده در روستا ها ي اطراف لاکنو يافت.

کساني که با اين بنيان کار مي کردند مي دانستند که افراد جوان با مسئوليت هاي دشواري در راه بنيان گذاري مدارس روبرو خواهند شد، اما از تجارب گذشته مي دانستند که اين تلاشها با خود حس تهلق به همراه مي اورد. چنانکه يکي از انها مي گويد: "بر پايي يک مدرسه در يک روستا کار بسيار مشکلي است که تعلق و تلاش مي طلبد. وقتي اين جوانان براي مدرسه متحمل سختي مي شوند، تصميمشان محکم و تعلقشان به مدرسه عميق مي شود."


     

ديدگاه والدين


از آقايي با نام ساندرلال ، در حالي که بيرون کلبه اش نشسته بود پرسيده شد که چرا پسرش را - که در کنارش مشغول بازي با يک چرخ دوچرخه است - به مدرسه ي براجش کومار مي فرستد، پاسخ او اينست: "چون بچه هاي مدرسه ي او خوب و محترم هستند."

اين نظر مشترکي در ميان والدين و روستائياني است که درباره ي مدارس همگاني از آنها سئوال شد . آقاي کومار چراي آن را توضيح مي دهد: "دليل کلي ما براي شروع اين مدارس، فقط فراهم آوردن کيفيت بهتر از آنچه همه جا ميسر است نبوده، بلکه ارائه ي چيزي جديد و مورد نيازتر در غالب تربيت اخلاقي بوده است. "

همه ي مدارس برنامه ي آموزشي را استفاده مي کنند که توسط جامعه جهاني بهائي براي تربيت اخلاقي بچه ها و بزرگسالان جوان ايجاد شده است.

آقاي کومار که داراي مدرک فوق ليسانس در تعليم و تربيت است و در نتيجه مي تواند مطمئناً شغل راحتي در شهر داشته باشد، مي گويد: "من مي توانم کارهاي ديگري انجام دهم که پول بيشترو زحمت کمتر داشته باشد. اما اينجا من مشغول کاري هستم که نه تنها براي روستا در کل سبب وقوع تغييري ذهني، اقتصادي،اجتماعي و اخلاقي مي شود."

مدارس عمومي با همان مشکلات اجتماعي روبرو هستند که روستائيان هند را مبتلا نموده است، که مهمترينشان سيستم طبقاتي و تبعيض نسبت به کودکان دختر است.

سي. بهاگواندين، عضو هيئت دولتي در روستاي داسدوي، اقرار مي کند که تفاوتهاي طبقه اي در ابتدا مانعي ايجاد کرده تا دخترش را به مدرسه ي آقاي پالز بفرستد.

آقاي بهاگواندين مي گويد: "از آنجايي که او از طبقه ي ديگري بود، در ابتدا بي ميل بودم. گرچه، ديدن اينکه دانش آموزان ميتوانستند واقعاً بخوانند و بنويسند، خوب رفتار کنند و از آنجا که تنها گزينه ي ديگر فرستادن او به مدرسه اي در روستاي ديگر بود، تصميم گرفتم که از اين حقيقت چشم پوشي کنم. و از تصميم پشيمان نشده ام!

 

  
 
ارزشهاي آموزشي


در همه ي مدارس،پيام برابري و نياز به احترام متقابل به تدريج از ابتدائي ترين مراحل با استفاده از تکنيک هاي مختلف گنجانده شده که شامل جاي دادن هنرها در برنامه ي آموزشي مي باشد.

بطور مثال آقاي يادآو مي گويد: "ما دريافته ايم که مؤثرترين روش براي آموزش اين ارزشها به دانش آموزان، از طريق بهره بردن از سرود و آوازهاست."

تبعيض نسبت به دختران از طريق رويکردي فعالانه تر مبتني بر اينکه زنان خانه را ترک نمي کنند و تحصيلات کمتري دريافت مي کنند، سرو کار دارند.

آقاي پال توضيح مي دهد: "ما منازل والدين در روستا را ملاقات مي کنيم و با آنها در باره ي اهميت فرستادن دخترانشان و نه فقط پسرانشان به مدرسه صحبت مي کنيم. و بعد از يک دوره ي مشاوره، آنها اين موضوع را درک مي کنند."

در حال حاضر شايد مهمترين چالش در برابر اين مبتکران جوان، سودآور نگهداشتن مدارسشان مي باشد.

مشکلاتي از قبيل هزينه هاي حلزوني، قصور منظم در پرداخت شهريه، و بچه هايي که به اجبار از مدارس بيرون آورده مي شوند تا براي کشاورزي به کار گرفته شوند.

در حالي که صاحبان آنها همچنان راه حل هايي را مي جويند، FAS  از وجود پتانسيل کلي براي اينکه اين مدارس به مؤسسات موفقي تبديل شوند و سبب وقوع تغيير فرهنگي و اجتماعي آشکاري در روستاها گردند، اطمينان دارند.

درواقع، در حال حاضر اين بنياد، برنامه هايي را براي کمک به 20 جوان بي کار ديگر به منظور تأسيس چنين مدارسي در اوتارپرادش دارد.

مقاله و عکس از آرش وفا فضلي


منبع: سايت ساغر

اصل خبر: سايت خبری جهانی بهايی

نوشته شده توسط Alast  | لینک ثابت |

 

برندگان جايزۀ نوبل خواستار آزادى زندانيان

بهائى شدند

 

 

نيويورك
۳۰ ژوئن ٢٠٠٨ برابر با ۱۰ تیر ١۳٨٧
سرويس خبرى مرکز جهانى بهائى

شش برندۀ جايزۀ صلح نوبل در بيانيۀ مشتركى از حكومت ايران خواسته‌اند هفت عضو برجسته جامعۀ بهائى اين كشور را كه در تهران زندانى هستند فوراً آزاد كند.

اين شش نفر كه اعضاى ’نهاد زنان نوبل‘ هستند از حكومت ايران خواسته‌اند كه امنيت اين بهائيان را – كه بدون اتهام مشخص و حق مشاورۀ با وكيل در زندان اوين هستند – تضمين كند و آنان را بدون قيد و شرط آزاد سازد.

بانى دوگال، نمايندۀ ارشد جامعه جهانى بهائى در سازمان ملل، گفت: ”ما از اين فعالان سرشناس بين المللى به خاطر درخواست آزادى دوستان بهائى خودمان، كه بدون هيچ دليلى و فقط به خاطر اعتقاداتشان زندانى هستند، تشكر مى كنيم.“

امضاءكننگان اين بيانيه عبارتند از:

  • بتى ويليامز و مايريد كاريگان مگواير، مؤسسين بنياد ”مردمِ صلح“ در ايرلند شمالى. برندگان صلح نوبل در سال ۱۹۷۶.
  • ريگوبرتا منچو تام، از پيش‌گامان دفاع از آشتى قومى-فرهنگى در موطن خودش گواتمالا. برندۀ نوبل سال ۱۹۹۲.
  • جودى ويليامز، استاد دانشگاه و از فعالان بين المللى براى ممنوعيت استفاده از مين. برندۀ نوبل سال ۱۹۹۷.
  • دکتر شيرين عبادى، وكيل ايرانى حقوق بشر. برندۀ نوبل سال ۲۰۰۳.
  • وانگارى موتا ماآتاى، استاد دانشگاه و فعال كنيائى محافظت از محيط زيست. برندۀ نوبل سال ۲۰۰۴.

در بيانيۀ آنها كه روى سركاغذ ’نهاد زنان نوبل‘ منتشر شده آمده است: ”ما با نگرانى از خبر بازداشت شش عضو برجسته جامعه بهائيان ايران در روز ۱۴ مه ۲۰۰۸ آگاه شده‌ايم. ما مطلع هستيم كه خانم فريبا كمال آبادى، و آقايان جمال الدين خانجانى، عفيف نعيمى، سعيد رضائى، بهروز توكلى و وحيد تيزفهم اعضاى يك گروه غير رسمى معروف به ’ياران‘ هستند كه به امور اوليه جامعۀ بهائيان ايران رسيدگى مى‌كنند؛ همچنين مطلع هستيم كه عضو ديگر اين گروه خانم مهوش ثابت از پنجم مارس ۲۰۰۸ در بازداشت به سر مى‌برد؛ ما به اين وسيله نگرانى عميق خودمان را از تهديدهاى فزاينده و آزار جامعه بهائيان ايران اعلام مى كنيم.“

ما از حكومت ايران مى‌خواهيم كه امنيت اين افراد و آزادى فورى و بدون قيد و شرط آنها را فراهم كند.“

نهاد زنان برندۀ نوبل‘ در سال ۲۰۰۶ توسط شش زن برندۀ اين جايزه از آمريكاى شمالى، آمريكاى لاتين، اروپا، خاورميانه، و آفريقا به منظور كمك به برقرارى صلح از طريق مشاركت با زنان در سراسر جهان تأسيس شد. تا به حال فقط دوازده زن موفق به دريافت جايزۀ نوبل شده‌اند.

دفتر ’نهاد زنان برندۀ نوبل‘ در شهر اتاوا در كانادا قرار دارد.

نوشته شده توسط Alast  | لینک ثابت |

آخرین گزارش‌ها از ایران چهارشنبه پنجم تیر 1387

 

تمامی هفت عضو هیأت ملّی هماهنگ كننده امور

 

بهائیان ايران هنوز در زندان بسر می‌برند

 

هفت عضو هيأتى كه به امور اوليه جامعۀ ۳۰۰,۰۰۰ نفرۀ بهائیان ایران نظارت داشتند، هنوز در بازداشت حكومت ايران هستند. تا به حال هیچ اتّهام رسمی علیه آنان ارائه نشده و به هیچ یك اجازۀ تماس با وکیل نيز داده نشده است.

جامعۀ بین‌المللی بهائی اخيراً اطلاع یافته که هر هفت نفر تماس تلفنی مختصری با خانواه‌هاى خود داشته‌اند.

به اين افراد از زمان دستگيرى – مهوش ثابت در تاريخ ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ و شش نفر ديگر در تاريخ ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۷– اجازه تماس با بيرون داده نشده بود.

اما در روز ۱۴ خرداد ۱۳۸۷ (۳ ژوئن ۲۰۰۸) به خانم‌ها مهوش ثابت و فریبا کمال‌آبادی اجازه داده شد که هر یک مکالمۀ تلفنی بسیار کوتاهی با خانواده‌های خود داشته باشند.

از آن زمان تا به حال، آقايان جمال‌الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضائی، بهروز توکلی، و وحید تیزفهم نیز مکالمات تلفنی بسیار کوتاهی با خانواده‌های خود داشته‌اند.

خانم ثابت كه در شهر مشهد در بازداشت نگه داشته مى شد در تاریخ ۶ خرداد (۲۶ مه) به زندان اوین در تهران منتقل شد. گمان می‌رود که ۶ نفر دیگر نیز در زندان اوین باشند.

برای کسب اطّلاعات بیشتر در مورد دستگیری‌ و بازداشت‌ شهروندان بهائی  به گزارش‌های ۲۷ مه،
۲۱ مه، و ۱۵ مه سرویس خبری عالم بهائی رجوع کنید.


بیش از ۲۰ بهائی اکنون در بازداشت هستند

بیش از ۲۰ بهائی هم‌اکنون در بازداشت به‌سر می‌برند که به بسیاری از آنان اتّهام مشخّصی وارد نشده است. ده‌ها بهائی دیگر نیز تنها با گذاشتن وثیقه آزاد هستند و با اتهامات گوناگونى در انتظار محاكمه‌اند.

در موارد معدودى محاکماتى انجام گرفته كه منجر به محکومیّت و صدور حکم زندان شده است اما آشكار است كه انگيزه تمام دستگيرى هاى مورد اشاره این است که این افراد بهائی هستند. تا به حال هیچ گونه اتّهام مستندى عليه اين افراد عنوان نشده است.


نمونه‌هائی از بازداشت‌های اخیر:

  • در تاریخ ۹خرداد ۱۳۸۷ (۲۹ مه ۲۰۰۸)، آقای مهران بندی در یزد دستگیر و به محل دیگری انتقال داده شد. از محل بازداشت وی اطّلاعی در دست نیست. در روز دستگيرى شرکت کامپیوتری وی مورد هجوم و جستجوی مأموران وزارت اطّلاعات قرار گرفت، کامپیوترها و سى دى هاى موجود ضبط و محل شركت مُهر و موم شد. پیش تر منزل و محل کار آقای بندی چندین بار مورد هجوم قرار گرفته بود.
  • در روز ۲ خرداد ۱۳۸۷ (۲۲ مه ۲۰۰۸)، دوران زندان آقای فواد نعیمی، اهل ساری در استان مازندران، در پی حکم محکومیّتى که در سپتامبر سال قبل به اتهام "فعّالیت در فرقۀ بهائیت" صادر شده بود، آغاز شد. محکومیّت وی دو سال و نیم زندان و سپس دو سال تبعید در یکی از شهرهای کوچک استان فارس است.
  • در اواخر ماه مه، در ویلاشهر، پنج بهائی – سه مرد و دو زن – ظاهراً براى پاسخگوئى پيرامون "دفن غیرقانونی" يك جسد در گورستانی متعلق به بهائیان، که ۱۵ سال مورد استفاده بوده است، از سوی وزارت اطّلاعات احضار شدند. مردان در وزارت اطلاعات مورد بازپرسی قرار گرفتند و تا زمان ارائۀ وثیقه، در بازداشت بسر بردند. گمان می‌رود که در آينده محاکمه‌ای صورت گيرد اما تا به حال جزئیاتی در مورد اتّهامات این مردان ارائه نشده است.
  • روز ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸۷ (۱۹ مه ۲۰۰۸)، در قائم‌شهر در استان مازندران، دو مرد بهائی بازداشت شدند تا دورۀ زندان خود را شروع کنند. این واقعه پس از ردّ فرجام خواهى آنان از محکومیّت‌ قبلی شان اتفاق افتاد. آقای چنگیز درخشانیان به اتّهام "تبلیغ بنفع سازمان مخالف جمهوری اسلامی" – اتّهامی که بهائیان آن را قاطعانه رد می‌کنند – به پنج ماه زندان و آقای علی احمدی به ۱۰ ماه زندان و یک سال تبعید محکوم شده است.

نمونه‌هائی از وقایع دیگر:

  • در روز ۹ خرداد ۱۳۸۷ (۲۹ مه ۲۰۰۸)، در کرمان چند نفر آتش‌افروزِ ناشناس، اتومبیل يك بهائى را که براى شركت در مراسم یکی از روزهاى مقدّس بهائی رفته بود، به آتش کشیدند. پیش از آن، صاحب این اتومبیل به مدّت دو ماه از طریق تلفن مورد تهدید قرار داشت.
  • در روز ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ (۱۹ مارس ۲۰۰۷)، در شیراز، آقای مسعود ایمانی، تاجری ۵۳ ساله، در خيابان مورد هجوم چند نفر قرار گرفت و با زنجیر به درخت بسته شد. مهاجمین سپس بنزین روی وی ریخته و سعی کردند که او را بسوزانند.

    خوشبختانه، کبریت‌ها یا روشن نمی‌شد و یا پیش از رسیدن به بنزین خاموش می‌شد. دوچرخه‌سواری که از آن نقطه عبور می‌کرد، متوجّه شد که عمل خلافی در جريان است و به کمک او شتافت. مهاجمین گریختند، و سپس همسایگان به آقای ایمانی کمک نموده و پلیس را خبر کردند.
  • بین روزهای ۲۷ آبان ۱۳۸۶ (۱۸ نوامبر ۲۰۰۷) و ۲٠ دی ۱۳۸۶ (۱۰ ژانویه ۲۰۰۷)، روزنامۀ کیهان، یک روزنامۀ رسمی ملّی، سلسله‌ای از ۴۰ مقاله در مورد بهائیان ایران قبل از انقلاب منتشر نمود، که در آن جامعۀ بهائی را گروهی پر قدرت و ثروتمند تصوير مى كرد که مصمّم به تخریب زیربنای تعالیم اسلامی هستند.

    در این مقاله ها، از بهائیان به عنوان مردمى ظالم و متقلّب، بى رحم در تجارت، فرارى از مالیات، از نظر اخلاقى منحرف، درگير با مواد مخدّر و غارتگر و قاتل ياد شده بود.

    بر اساس مدعاى اين مقالات بهائیان بخشى از یک حرکت سیاسی بر علیه اسلام هستند که ایدئولوژى‌های غربی را در ایران عرضه مى كنند و به عنوان نمونه به حمایت آنان از سیاست کشف حجاب در دوران پهلوی اشاره شده بود.

خلاصه:

آزا